اینجآ 

 

✓בر בنیــــــاے مـטּ✓ 

 

گرگـــ ها هـــم افسردگیهــ مفرطــ گرفته انــ...ـــد

 

دیگر گــــوسفند نمیدرند

 

به نــــی چوپان دل میسپآرند و گریــــه میکنند...

 

 

ــاول از همه به دنیای من خوش اومدی!

ـبدونید قد دنیآ در دنیای من رو دوس دارم

ـلطفا تمآم آرشیو وبم رو بخون مطمئن باش پشیمون نمیشی

ــاگه انتقادی داشتی حتما بگو

ــنظر نداده هم از اینجا بیرون نرو

اینجا مخاطب خاص وجود نداره تنها کسی که خاصه منم...

سرنزنی راحت دلیت  میکنم

 اونایی ک وب دارن برا آپشون خبر بدن

 کسایی ک دوتا شرط بالارو قبول نمیکنن برا تبادل لینک درخواست ندن لطفـا

اخر وب کد لوگوم هست حتما،لطفا :) لوگوم رو بذارید تو وبتون

ــتآریخ تآسیس  :    ۴/۳/۱۳۹۱

 

 


برچسب‌ها:
وبلاگ در دنیای من, در دنیای من, وبلاگ عاشقانه, وبلاگ غمگین, متن غمگین
+ تاریخ سه شنبه 1391/03/16 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

جـــــاده؛

هـــــمین جـــــاده ی لـــــاغر

آدمــــــها را کـــــوچک میـــــکند

کـــــوچک را نقـــــطه

نـــــقطه را هـــــیچ...

بـــــاور نـــــمیکنی؟؟؟

بـــــرو!


خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده
خونه خوبه بوی ، مامانمو میده

 

♫♫♫

 


اون بیرون خبری نی به جز ، چشم های بارونی
به جز ، آدمای محبور مثه خودت ، که به اجبارِ با اونی
اون بیرون خبری نی به جز ، بدهکار و آلوده ها
ثمره ی سگ دوهاتم که ، زرشکا و زالومه ها
اون بیرون خبری نی به جز ، صفِ پُشتِ هم چیدن
به جز ، آدمای خسته که به زور ، با شکمِ گُشنه خندیدن
پُرِ دود پُرِ جوب پُرِ خون مردایی که کردن پُشت به جنگیدن
آدما فحش به هم میدن ، این چیزارو پُشتِ هم دیدن
خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده
خونه خوبه بوی ، مامانمو میده
خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده
خونه خوبه بوی ، مامانمو میده
این ضربُ المَثَلِ نابُرده رنج گنج نمیدونم چی چی رو کی گفته ؟!
باید دستشو بوسید
خیلی جاها شدیم خسته و کوچیک
تو یه فضای بسته و موزیک
هه
آره تو فضای بسته و موزیک
عجب ، مگه داریم ؟!
خیلی درد خیلی مشکلات خیلی دعوا خیلی بی پولی داشتیم
به خیلیا گفتیم میموندی کاشکی خیلی زمین خوردیم و نشُد هیچ جوری پا شیم
کلّی فاصله با پیروزی داشتیم و یاد گرفتیم دنیا جای پیزوریاش نی
یه سری چیزارم خُب نمیشه که گفت آخه اُفت داره ، اینجا میدونی جاش نی
چِقَده خوردیم پس گردنی
دیگه حالِ پارتی و مست کردن نی
یاد رفتیم مرامِ بعضی رفیقا حتی بدترِ از اجنبی
یاد گرفتیم حسادتِ رفیق از رقابتِ رقیب خطرناکتره
اونی که میکنه خطر پاک تره ، میبره اونی که میمونه عقب آخرش
نه حوصله ی نصیحت دارم ، نه سَر در میاره کسی از کارم
نه میدونه چیزی کسی دَربارم و خودمو بستم به مسیرم ، کارم
من با یه موجِ بیمار
تکیه به کُنجِ دیوار
خسته از همه خسته از خالی بودنِ جای صدام توی برج میلاد
داستانِ عجیبیه
دِلَم تنگه واسه مجیدیه
واسه بچگیام واسه زادگام
واسه ، مدرسه واسه باشگام
واسه زبری دستای بابام اخمای آقام حرفای مامان
اینی که هستم فرق داره باهام
واسه اینه که درد داره کارام
دلم تنگه واسه عادی بودن واسه ، دور از چیزای مادی بودن
آره یه جواریی کندم از همه ، اینجوری توقعات کمتر ازمه
ترجیح میدم تنها بشینم بی اعتنا به هرچی هر طرفمه
هرکی هر طرفمه ، وقتی درد نداری همدمن همه
خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده
خونه خوبه بوی ، مامانمو میده
خونه خوبه خونه
خونمون ایرانه …..
به خدا اون بیرون هیچ خبری نی
همه چی همینجاست توخونمون ، تو همین خاک
سلامتی همه اونایی که تو همین خاک متولد شدن
واسه همین خاک جنگیدن و جزوِ همین خاک شدن
سلامتی شهیدا ، حاج حسینا ، تو دلی ها
 سلامتی ناصر حجازی ها ، ایرج قادری ها
سلامتی استعدادایی که ، ستاره نشدن اما ، ایرونی موندن و اسطوره میشن
سلامتی اسطوره هایی که با بی لطفی خدافظی کردن
آقا مهدوی کیا ، علی آقا کریمی
سلامتی داداشیای تو زندون
دست فروشای تو میدون
سلامتی پدر مادرا
سلامتی دست تنگا
سلامتی درد دیده ها ، داغ دارا ، بیمارا

 


برچسب‌ها:
تتلو, خونه خوبه, متن اهنگ های امیر تتلو, متن غمگین, در دنیای من
+ تاریخ یکشنبه 1393/02/21 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

نه حوصله دوست داشتن دارم و نه میخواهم کسی دوستم داشته باشد....این روزها سردم...مثل بهمن مثل دی مثل زمستان احساسم یخ زده آرزوهایم قندیل زده....نه به آمدنی دلخوشم و نه از رفتنی غمگین...این روزها پر از سکوتم

 

 

 

 

یه اتوبان شلوغ...

دوتا ماشین...

من و پایه خل بازیام...

گاز...

دنده 5،4،3،2،1....

بین ماشینا...

سرعت...

جنون...

یه اشتباه...

برخورد...

صدا...

دود...

آتیش...

خون...

پلیس...

آمبولانس...

بیمارستان...

اطاق عمل...

شوک...

خط صاف...

شوک...

یه خط صاف...

یه بوق ممتد...

یه ملافه ی سفید...

سردخونه...

قبرستون...

سر خاک...

صدا...

اشک...

جیغ...

گریه...

پایه ی خل بازیام،اینبار بدون من...

و من،زیر خاک،تنها...

پایان من....!

 

 

باید قمار باز باشی تا بفهمی فرق است بین باختن و بد باختن

 


برچسب‌ها:
متن غمگین, در دنیای من, وبلاگ در دنیای من, وبلاگ عاشقانه, وبلاگ غمگین
+ تاریخ پنجشنبه 1393/01/28 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

سر دردهای دشوار

سیگار پشت سیگار

زل قاب عکس رو دیوار

سیگار پشت سیگار

بازک دوباره از نو، دلتنگ بوی عطرت

سل،می،صدای گیتار

سیگار پشت سیگار

من،دست تو روگونم.تو،دست تو تو موهات

وای این سکانسو تکرار!

سیگار پست سیگار

اه باز کجاست قرص هام؟این سکته های معلول

دارویم تویی،پرستار

سیگار پشت سیگار

دور و برم رو بازم،میبینم و کسی نیس

کاغذ مچاله،آشغال

سیگار پشت سیگار

 

شبی که انسان حقیقت را کشف میکند،برایش شب شومی است

مانند شبی که مردی فهمید زنش با دیگری رابطه دارد

مانند شبی که پسری فهمید عشقش فاحشه است

مانند شبی که کودکی فهمید،مادرش برای شام دیشب تن فروشی کرد

مانند شبی که زنی شوهرش را بر روی زن دیگری دید

مانند شبی که دختری فهمید بازیچه دست پسری بوده

مانند شبی که پسری فهمید دیگر پدر ندارد.

-----------------------------------------------------------------------------------------

مرسی از تتلو واسه آهنگای جدیدش.مرسی...

 


برچسب‌ها:
سیگار پشت سیگار, متن غمگین, وبلاگ در دنیای من, در دنیای من, سیگار
+ تاریخ دوشنبه 1392/11/07 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

همه چيز از يه بطري بازي شروع شد . . .! كمي بعد از نيمه شب . . . ! روي يك ميز 6 نفره همه مست و خراب . . . ! بطري چرخيد و چرخيد و چرخيد . . . ! همه چشمها به چرخشش بود . . . ! حركتش كم شد . . . ! كمتر و كمتر . . . ! تا بالا خره ايستاد . . . ! سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم . . . ! با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم . . . ! آخرش رسيد به اون . . . ! نگاهم كرد و خنديد . . . ! بلند بلند مي خنديد . . . ! دليل خنده هاش رونمي فهميدم . . . ! تا اينكه ساكت شد و خيره به من . . . !به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه . . . ! رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور . . . ! يا يه چيزي مثل همينا . . . ! كه يهو روي ميز زد و ابروهاشو تو هم كرد . . . ! گفت : "عاشقم شو "

و من بايد عمل ميكردم ... اين قانون بازي بود ......

 


 


برچسب‌ها:
متن غمگین, متن عاشقانه, عاشقانه, وبلاگ غمگین, وبلاگ عاشقانه
+ تاریخ جمعه 1392/09/15 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

پسره به دختری ک دوستش بوده میگه:

بیا خونمون اخه دلم برات خیلی تنگ شده

دختره میگه:نمیتونم بیام،ب مامانم چی بگم!

پسره میگه:خب بگو میری استخرو

دختره به همین بهونه از میره خونه پسره

بعد ک میخواسه برگرده پسره بهش میگه:

اگه رفته بودی استخر موهات خیس بود

واسه اینکه مامانت شک نکنه برو تو حمام موهاتو خیس کن

و دختره میره و موهاشو خیس میکنه

ولی پسره درو روش قفل میکنه

و زنگ میزنه به دوستاش

دونه دونه دوستای پسره میرن تو و ...

هر چی منتظر مشن یکی از پسرا از حمام بیرون نمیاد

یک ساعت...دوساعت...موند تو

بالاخره درو میشکنن ببینن چی شده

دیدن دختره و پسره باهم رگ شونو زدن

کنارشم با خون نوشته شده:...نامردا!خواهرم بود...


برچسب‌ها:
تجاوز, داستان غمگین, داستان تامل برانگیز, در دنیای من, وبلاگ در دنیای من
+ تاریخ شنبه 1392/06/23 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

  

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره میشی

غذاتو سرد می خوری

صبحانه رو شام ، ناهارت رو نصفه شب می خوری

لباسهات دیگه به تنت نمی یاد همه رو قیچی می زنی

ساعتها به یه آهنگه تکراری گوش میدی ولی اونو از حفظ نمیشی

اینقدر علامتهای سوال توی ذهنت رو میشمردی تا آخرش روی بالش خیست خوابت ببره

تنهایی از تو آدمی می سازه که

دیگه شبیه آدم نیستی...

___________________________________________________________

 

هر وقت زندگی یه ضربه بهت زد ، آروم لبخند بزن و بهش بگو :
" جوجه ! همه زورت همین بود !؟ "
__________________________________________

من تافته ی جدا بافته نیستم
من با همه بافته شده ام
فقط...
خواب آلود و بی حوصله بوده اند
خداوند و فرشتگان سینه چاکش
به وقت بافتنم انگار...
 

 

 


برچسب‌ها:
متن غمگین, وبلاگ غمگین, در دنیای من, وبلاگ در دنیای من, متن اس ام اس غمگین
+ تاریخ پنجشنبه 1392/05/10 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

من به این زندگی مشکوکم!!...شاید سالهاست مرده ام حواسم نیست!

  
                        

می ترسم از خودم

از خودی که رامش کرده ام...آرام شده است

دیگر به هیچ کس نمی پرد...هیچ کافه ای را با حقیقت رو به رو نمیکند...

دیگر سوال هایش را به جان نقاب های کسی نمی اندازد...

آسه میرود...آسه می آید...

میترسم از روز انفجار...از روزی که از تمام اعتبار ها بگذرم

خودم را جدی بگیرم و جاده را...آنقدر خیالم از رفتنی بودنم راحت باشد که به آبروی جا مانده از خودم رحم نکنم...

میترسم از شب های آرامم...از لبخندی که تحویل نگرانی های مادر میدهم...

میترسم...میترسم از این همه که نیستم...

از رابین هوودی که دیگر به شرود سرکشی هایش سر نمیکشد!...

از زورویی که از نقاب خسته است...

میترسم از آن روی خودم ...که سگ نیست اما اگر بالا بیاید به هیچ سکوتی قناعت نمیکند...

میترسم از تلفن همراهم که هی زنگ میخورد...که هی خنده پیش فروش کنم...

که هی به دست بیایم ...که هی مشترک شوم...با این که از سلول هایم انفرادی ترم!!..

بی اینکه داد بزنم:

من دستم به خودم نمیرسد...از بسکه شما اشتیاقی به داشتنش ندارید...

میترسم از سرم...که بزند...که بزند به سرم...

که دوستت دارم هایم را غلاف کنم...

درکنار جاده ای که به این حوالی نمیرسد...

سوار خنده دار ترین ماشینی شوم که آرام می آید...

تا وقتی نشستم انقدر در آهنگ های رمانتیکش غرق باشد تا بتوانم در خود فرو بروم

میترسم از تمام این روزها ...که شب رنگشان میکنم...

و به جای فردا به امروزم غالب میکنم...

میترسم از همین حرف ها که از دستم میروند...

و جای با خود گفتن فریادشان بزنم...

میترسم از چمدان ها که دستم برایشان بیشتر از دلم تنگ شده...

میترسم از صدایی که مهیب نیست اما خوابم را میپراند...

 

 


برچسب‌ها:
متن غمگین, وبلاگ غمگین, وبلاگ در دنیای من, در دنیای من, متن دل شکسته
+ تاریخ چهارشنبه 1392/05/02 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

امروزتاریخ۴/۳/۹۲ وبم

 یــــــــــــــک ساله شد

 

 

 

 


برچسب‌ها:
یک ساله شدن وبلاگ در دنیای من, تولد یک سالگی, وبلاگ غمگین, وبلاگ عاشقانه
+ تاریخ شنبه 1392/03/04 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

یکی از درد عشق میسوزد

دیگری هم از اتش بخاری نفتی

ان وقت یکی هم امده مرا از اتش جهنم میترساند

 

 

 

 

اقا من زندگی نکردم

یعنی نشد که زندگی کنم...

اینجا که اومدم بهم یاد دادن زندگی خاله بازی نیست

یه جنگه

یه جنگ تلخ

وهرچقدر بزرگتر میشم میفهمم چقدر سخته

و البته با سلاح ها بیشتر اشنا میشم

سلاح گرم سلاح سرد

تجربه هایی به دست میارم

سلاح گرم میکشه

سلاح سرد زجر کش میکنه

فوت و فن جنگ دستم میاد

تو این جنگ خرابی زیاد داشتیم

اولین چیزی که نابود شد

احساسم بود

و نهایتا من کاملا به فنا رفتم

قلبم را نشانه گرفتند

کم کم که گذشت با قلب تیر خورده

تیرباران کردم قلب دشمن را

با سلاح گرم کشتند

با سلاح سرد میکشمشان

اتش گرفتم قبول

اما قسم میخورم دنیا را به اتش بکشم

زندگی شیرینی نداشتم و ندارم قبول

به مزه گس جنگ می ارزد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن بالا از خودمه البته با الهام گرفتن از یه متن دیگه

پیشاپیش حدس میزنم هیچی از منظورم نفهمید

این فیلم کوزی گونی(کلیک) که اصلا عاشقشم به همه سریالای جم می ارزه.

ببخشید تو امتحانا کم میام اینجا

 


برچسب‌ها:
اتش جهنم, حسرت تلخ انتقام شیرین, حسرت, انتقام, متن غمگین
+ تاریخ چهارشنبه 1392/02/11 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

خدا جون یک تلنگر هم کافی بود تا بشکنم ولی با این حال ممنون از مشتت :) 

   2q4p3jxxq8fiuv5zzt1.gif                   

یک پیاده رو تقریبا خلوت...

یک مرد, یک زن...یک زوج...خوشبختیشان پای خودشان!

یک مرد, یک مرد ...یک شرکت...سود ضررشان به پای خودشان!

یک زن, یک زن...یک رفاقت...معرفت واعتمادشان پای خودشان!

یک پسر, یک دختر...یک رابطه...پاکی و ناپاکیشان پای خودشان!

...انتهای پیاده رو...

یک من,یک تنهایی...!یک رنج ...اخر و عاقبتش پای خدا!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه خدا گناه رو واسه۲۴ساعت آزاد میکرد تو چیکار میکردی؟

(حتما جواب میخوام جواباتونوهم خواهشا سانسور نکنید)

http://www.adi7227.blogfa.com/

+ تاریخ پنجشنبه 1392/01/08 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

 

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

 

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

 

 

 

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

 

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

فریدون مشیری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سال نو و چهارشنبه سوری همه مبارک=)

به مناسب نوروز آهنگ وب موقتا تغییر پیدا کرد ولی بعدا دوباره به حالت قبلش برمیگرده


برچسب‌ها:
نرم نرمک میرسد اینک بهار, سال نو, سال جدید, بهار, فروردین
+ تاریخ دوشنبه 1391/12/28 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

خدایا وقتی میفهمی تنهایی و دلت میگیره دقیقا چیکار میکنی؟

 

میری یه گوشه میشینی و گریه میکنی؟

هی با نگات بازی میکنی یادش بره میخواسی گریه کنی؟

یه لیوان آب میخوری بغضت رو میفرستی پایین؟

یه لبخند تلخ تو آینه به خودت میزنی و بیخیال دنیا میشی؟

 یا اینکه یادت میاد که خدایی و باید همیشه تنها باشی؟

خدایا نمیدونی من این روزا چقد خدا بودم...

                                         

اونایی که توپارک تنها میشینن و هندزفری توگوششونه

اونایی که همیشه تو خیابون سرشونو میندازن پایین و راه میرن

اونایی که همیشه تو تاکسی میچسبن به در تا کناری معذب نباشه

اونایی که هم میشه لبخندو رو لباشون دیدو هم اخمو تو نگاشون

اونایی که به جای اشک غم تو چشاشونه

اونایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه

اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن

تر خدا بیشتر مواظبشون باشید


برچسب‌ها:
تنهایی, خدایا نمیدونی این روزا چقدخدا بودم, وبلاگ غمگین, متن غمگین, وبلاگ در دنیای من
+ تاریخ شنبه 1391/12/19 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

آنگاه كه غرور كسي را له مي كني

 

آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني

آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني

آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري

آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي

آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري

مي خواهم بدانم،

 

دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني؟؟

 

 

 
مـــن؟!
 
 

 

چـه دو حـرفـیـه وسـوسه انـگـیـزیـسـتـــــــ ـ ایـن مـن!

،نـه مـهـربانم،نـه عـاشـق و نـه مـحـتـاج نـگـاهـــــے فـراری از دخـتـران پول پـرسـتـــــ ـ و پـسـران مـانـکـن پـرسـتــــــ ـ فـقـط بـراے خـودمـــ هـسـتـمــــ...

خـوده خـودمــــ!! مـال خـودمـــــ!

صبورم و عجولـــ سـنگین و سرگـردان و مـغرور باشخصیـــتے با پیچیدگے هــاے نه انـدک از تمـــام بے

تفاوتی ها خنجرے ساختم و رگ احساسم را زدم!

گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد می شود که دنیــــا با تمام وسعتش برایـَم

تنگ می شود ... دلتنــگـم... دلتنگــ خودے که مدتیــست گمش کردهــ ام و از این تکرار ساعتــ ها

از این بیهوده بودنــ ها از این بی تاب ماندنــ ها از این تردیــدها نیرنــگ ها از اینــ رنگین کمان سرد

آدمــ ها و از این مرگ باورها و رویاها پریشانمـــ... دلم پرواز می خواهــد...!

می خواهم سخت باشم و مقاومــ! آری این منم! من...

منی پر از تنهایے منی که روح حساسش را پشت موجی از غرور پنهان کرد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظرتونو درمورد قالب و موزیک جدید بگین

تنکس از همه کسایی که برا تولدم اومدم


برچسب‌ها:
من, وبلاگ در دنیای من, غرور, در دنیای من, وبلاگ غمگین
+ تاریخ شنبه 1391/11/07 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه لطیف است حس آغازی دوبارهتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه زیباست رسیدن دوبارهتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبه روز زیبای اغاز نفس کشیدنتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netو چه بی اندازه عجیب استتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز ابتدای بودنتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netو چه بی اندازه شیرین استتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netامروز...روز میلاد تن منتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net...روز من...تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبازم به رسم عادت تولدم مبارکتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  1. بیست و چهارم دیماه امسال اینجانب رسما ۱۵سالگیم تموم میشه و میرم تو۱۶سالگی
  2. امسال اولین سالیه تولدمو اینجا جشن میگیرم
  3. روز تولدم یعنی یکشنبه صبحش امتحان نوبت اول مطالعات دارم تا ساعت ۳مدرسه هستم و ۵تا۷هم کانون دارم

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

  4. اولین کسایی که تولدمو تبریک گفتن اول دخترعمم بعد مریم دوستم و بعد فائزه دوستم
  5. اولین اس تبریک تولد: یاد تو حس قشنگیست که در دل دارم چه باشی چه نباشی نگهش میدارم...تولدت مبارک
  6. از کادوها خبر ندارم ولی هرچی شد مینویسم
  7. آهنگ وب برای اینکه فضا شاد شه موقتا تغییر کرده
  8. یادش بخیر پارسال همه دوستام پیشم بودن
  9. پارسال از هدیه مامانم اصلا خوشم نیومدخلاصه داغش هنوز تو دلمه
  10. ولی هدیه بابا عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآلی بود
  11. یکی از بهترین اتفاقای این روزا دیدن فیلم نفرین و ساعت شلوغی بود اگه ندیدید حتما حتما بگیرید نگاه کنید 
  12. قبلنا عاشق تو ای اف ام بودم الانه دیگه خیــــــــــــــــــــــــــــــلی عآشقشم.کلیک

شـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه

 

 


برچسب‌ها:
تولد, وبلاگ در دنیای من, وبلاگ غمگین, وبلاگ عاشقانه
+ تاریخ جمعه 1391/10/22 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

آخر نفهمیدم اینجا که هستـــــــــــم تقـــــــــــــــدیر من است یا تقصــــــــــــیر منـــــــ

 

ما نسل سوخته هستیم

نسل خوابیدن با اس ام اس

نسل دردودل با غریبه های آشنای مجازی

نسل غیرت روی خواهرُ روشن فکری روی دختر همسایه

نسل سوار کردن دخترای کنار خیابون از روی نیت خیر

نسل خیانت

نسل کادوهای یواشکی

نسل خونه خالی و دعوت شام

نسل پول ماهانه وی پی ان

نسل لایک از روی غرض

نسل هل توی خیابون

نسل مانتو های تنگ

نسل شنیون زیر روسری

 نسل کارگران پیر مورنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار

نسل شارژهای اینترنتی

نسل Copy و paste

نسل جمله های کوروش و دکتر

نسل فتوشاپ

نسل دفاع از فاحشه ها

نسل ترس از رقص نو ماشین های پلیس

نسل سوخته،نسل من،نسل تو

 

+ تاریخ شنبه 1391/10/09 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

 

چـرا مرا خاکـــ نمیــ کنید!ـــ

تنم سرد استــــ...

...ســــــــــرد

ـاحساســــاتم ـیخ زده

قلبمـــ نمیزنـــدــ

مغزـــــــــم فاسد شدهـــ... ـاست

فقط نفســـــــــ میــــــــــکشم

فقط اکسیـــــــــــژن هوا را حرام میــــــــــکنم

در خـــــــــاک به سر بردن میان کـــــــــرم ها برایم ارزششــــــ بیشتر است

دیگر از زندگی کردن در کنار چیز هاییــــ که اسمشان را گذاشته اند ــآدم  متنفرم

متنفـــــــــــــــــــــــــــــر

.

.

.


برچسب‌ها:
چرا مرا خاک نمی کنید, متن غمگین, متن دل شکسته, متن سنگین, وبلاگ غمگین
+ تاریخ پنجشنبه 1391/09/02 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

گاهی باید نباشـــــی ؛
تا بفهمـــــی نبودنت واسه كی مهمـــــــه !
اونوقـــــــته كه ارزش آدم های دور و برت رو میفهمی...

 

دنـیـا را وارونـه مـی خـواهـم ...

آدم هـا را..

اتـفـاق هـا را ...


نرسـیـدن هـا...نتـوانـسـتـن هـا...نخـواسـتـن هـا را نـیـز ...!

دلـم مـی خـواهـد...

رویـاهـا از سـر و کـول هـم بـالا بـرونـد...

مـردمـان بـخـنـدنـد از تـه دل ...

مـی خـواهـم هـرکـسـی دسـت دراز کـنـدو...

سـتـاره خـودش بـچـیـنـد از آن بـالا...

مـی خـواهـم دیـگـر سـر بـه تـن هـیـچ غـصّـه ای نـبـاشـد...!!

 


 


برچسب‌ها:
دنیای وارونه, وبلاگ در دنیای من, در دنیای من
+ تاریخ پنجشنبه 1391/08/11 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

همــــیشـ ه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی

 

وقتـــ ی بغــــض میکـــُنی

وقتـــی دآغونــــی

وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه

دقیقــــا همیـــ ن وقـــــتآ

انقــــدر حـ ـرف دآری کـــ ه فقــط میتونــی بگـ ـ ی :

"بیخـــیآل"...

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


 

گاهیـ دلتــــ از سنـــ و سالتـــ میگیرد

میخواهی کودکـــــ باشیــــ...

کودکی که به هر بهانه ای به آغوش غمــــــــــــخواری پنها می برد

و آسوده اشـــــــــــــک میریزد

بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را دفــــــــــــــــــنـــــــــ کنیـــ...

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

          

     בلتنگـمـ...

                                         مِـثل مـاבربُزرگــِ بیـسواבے ڪه

                                         هَـواے بَـچـه اش را ڪَرבه

                                 ولـی بَـلـב نیـسـت شُـمـاره اش را بِـگـیرב...
 


                             


برچسب‌ها:
متن غمگین, متن عاشقانه, وبلاگ غمگین, وبلاگ عاشقانه, وبلاگ در دنیای من
+ تاریخ یکشنبه 1391/07/16 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

اول از همه سلام

خوبید؟خوشید؟امروز همتون رو دعوت کردم اینجا یه چیزایی بگم...یه حرفایی... از من واقعی خودم بدون دروغ بدون کم و زیاد.برا این پست رمز گذاشتم فقط دوستام بخونن.

این منم و دنیام:

                                               


برچسب‌ها:
من و دنیام, وبلاگ در دنیای من, در دنیای من, وبلاگ غمگین, وبلاگ عاشقانه
ادامه مطلب
+ تاریخ جمعه 1391/06/31 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

 

                                  سلام بچه ها؟خوبین؟

 

آپ کردم بگم دارم میرم مسافرت:کرمانشاه

فک کنم جای قشنگی باشه

تو این هفته بهم سر بزنیدببینم که با معرفت تره

بای بای

 

-----------------------------------------------------------------

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام

من از مسافرت برگشتم

خداییش خیلی باحول بود

مرسی از با معرفتایی که سر زدن اگه بدونید چقد دلم براتون تنگیده بود

میخواسم خاطرات شیرین و جالی انگیز مسافرت رو براتون بذارم حوصلم نشد بی خیال شدم

راسی چند روز دیگه باید بریم مدرسه:(

من خیلی تنهام هیچکدوم از دوسام پیشم نیستن

تنهــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــام .خیلی از همه لحاظ

در کل این روزا زیاد با تنهایی دست و پنجه نرم میکنم از امروز به بعد احتمالا خاطره های روزانمو هم مینویسم

بهم سر بزنید و تنهام نذارید به اندازه کافی تو دنیای خودم تنهایی میکشم اینجام که میام بازم تنهایـــــــــــــــــی

یه خواهش دیگهplz اینجا دیگه اعصابمو خورد نکنید مهربون باشید یه خورده

--------------------------------------------------------------------------

 

 

تنها ترین تنها منم

                تو این سکوت بی نفس

                                         همدم تنهایی من

                                                        خاطره هام بوده و بس

دلم میخواد که تا ابد

             هیشکی سراغ من نیاد

                            دیگه نمیخوام هیچ کسو

                                         هیچ کسی چون منو نخواست

--------------------------------------------------------------------

هه

اومدم وبم

دیدم حک شده

نصفی از لینام رفت

قالبم رفت

آمار گیرم فت

کد آهنگ وبم رفت

نظر سنجی وبم رفت

آخه کثافت نامرد چه مرگته چه دشمنی با من داری خوبه همین الان نوشتم اعصابم خورده اینجا میخوام یه ذره آروم باشم حالم بهم میخوره ازت از تویی که نمیدونم کی هسی فقط میدونم ازت نمیگذرم

شاید دیگه نیام وب

کم با تو دنیای خودم با بدبختی هام میجنگم اینجام بیام با نامردایی مثه تو بجنگم

آخرین حرف:

ازت متنفرمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ تاریخ سه شنبه 1391/06/21 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

 

 

..........
من زنم ...

با دست هایی که  دلخوش به النگو هایی نیست

...که زرق و برقش شخصیتم باشد

من زنم .... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو

میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی

قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند

دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم

دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است

به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری که با غیرتی

 

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی

میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است

نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود

دردم می آید ... این را هم بخوانی میگویی اغراق است

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش کتک میخورد

باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه ، غیرت داری ؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند ...

و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند ....





...


دردم می آید

 

.......................................................

زنانی که دوست دارند مرد باشند هنوز نفهمیده اند زن بودن چه ابهتی دارد

........................................................

از همه دوستانی که به وبم دعوت شدند و لطف میکنن برام نظر میذارن میخوام نظرشون رو در مورد همین مسئله بگن چه دختر چه پسر

 

منبع:nini1359.blogfa


برچسب‌ها:
غیرت دروغ, غیرت, آزادی, زن, دفاع از حقوق زنان
+ تاریخ یکشنبه 1391/06/05 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

از وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم انتقال دادم چند ماهی میگذره... شیش هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد خوندمشون. اون موقع از دستش عاصی بودم. واقعاً اذیت میکرد.
یه شب با یه شماره دیگه اس داد برا همین نرفت تو بلک لیستم. نوشته بودکه اگه میخوای دیگه اس ندم بهت، یه چیزی بگو. بدون معطلی جواب دادم و همون چیزی رو که میخواست براش فرستادم چون واقعاً دیگه نمیخواستم اس.ام.اساشو ببینم.
دیگه اس نداد:(
نمیدونم اصلاً چی شد که اینطور شد. دیگه سراغمو نگرفت.
انگار نه انگار که من "هستم".آخه نامرد انصاف بود بخاطر چند روز عصبانیت من این کارا رو بکنی
به هرحال اعتراف میکنم که خیلی دلم برای اس.ام.اس هاش تنگ شده.
.
.
اگه الان اینارو میخونی، ازت میخوام که یه شانس دیگه بهم بدی. قول میدم بچه ی خوبی بشم !منو ببخش اگه با نامردی تمام کاری کردم دیگه سراغمم نگیری بخدا فکر میکردم همش میخوای جیبمو خالی کنی ولی الان ازت معذرت میخوام فقط یه فرصت دیگه...بهت قول میدم چیزی که تو میخوای باشم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
>
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

هم تو مسابقه ها شرکت کنم، هم آهنگ پـیشواز داغ هفته رو انتخاب کنم و حتی با شارژ 168650ریال، برنده 100 تومن اعتبار هدیه داخل شبکه شم ..!

ایرانسل دوسِت دارم

 گفتم تو این دنیا که اول و آخرش غمه یکم با هم بخندیم

 

منبع:www.rendou.blogfa.com


برچسب‌ها:
ایرانسل, داستان های خنده دار, شوخی با ایرانسل, متن خنده دار, وبلاگ در دنیای من
+ تاریخ پنجشنبه 1391/05/26 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد: مي‌بايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا، از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي‌كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي‌آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند.
نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.
گدا را كه درست نمي‌فهميد چه خبر است، به كليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي‌تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: «من اين تابلو را قبلأ ديده‌ام!»
داوينچي با تعجب پرسيد: «كي؟»
- سه سال قبل، پيش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم !!!!»
موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم...
برگرفته از كتاب «شيطان و دوشيزه پريم»، پائولو كوئيلو
 
                                       
 

برچسب‌ها:
لئوناردو داوینچی, شام آخر, داستان های زیبا, داستان های پند آموز, داستان ها غمگین
+ تاریخ جمعه 1391/05/20 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

زن ....
جنس عجیبی ست!
چشم هایش را که می بندی, دیدِ دلش بیشتر...
دلش را که میشکنی, باران لطافت از چشم هایش سرازیر...
انگار درست شده تا...
روی عشق را کم کند!
 


برچسب‌ها:
زن, دختر, متن غمگین, متن عاشقانه, عاشقانه
+ تاریخ سه شنبه 1391/05/03 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

قبل از اینکه بخواهی در مورد من و زندگی ام قضاوت کنی

 

اشک هایی را بریز که من ریختم

درد ها و خوشی های مرا تجربه کن

شب هایی که من تا صبح سر کرده ام سر کن

کنایه هایی را که من شنیده ام بشنو

لبخند هایی که در اوج غم زده ام بر لب داشته باش

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره بلند شو همان راه سخت را ادامه بده

روزها...

ماه ها...

سالها...

یک عمر...

آنگاه در مورد من قضاوت کن

                                            AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


برچسب‌ها:
قبل از اینکه در مورد من قضاوت کنی, متن غمگین, وبلاگ غمگین, غمگین, وبلاگ در دنیای من
+ تاریخ چهارشنبه 1391/03/31 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

ما ""مـــرد"" هستیم!

دستــــانمان
از تو زِبرتر و پهن تر است!!!

صورتمان ته ریشى دارد!!!

گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!

... جـــاىِ گریـــــه کردن
به بالکن میرویم و اب و هوائی عوض میکنیم!!!

... ... ... ... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میکنیم!!!

دریایی
از گرفتاری هم باشیم ،ولی..

با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..

تو آرام شوى!!!

آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!!

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را""نسنج""!!!

فقط
به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!

 

 

 

 

                               

 اما هستند ...

 

هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند
در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود
اهل ناموس بازی نیستند!
می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ...
هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص می دهد
... بکرند
نابند
لمس نشده اند
آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! کمیاب اند ! پاک اند !

هنوز آدم هایی
از جنس فرشته پیدا می شود / هستند !
نادرند ! کمیاب اند !
اما هستند ...

 

 


برچسب‌ها:
ما مرد هستیم, مرد, روز مرد, متن های زیا, دختران پاک
+ تاریخ چهارشنبه 1391/03/31 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

 

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.

- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

ـمیدانستم که با خدا نسبتی دارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
                                              

برچسب‌ها:
متن زیبا, داستان زیبا, داستان غمگین, متن غمگین, وبلاگ غمگین
+ تاریخ سه شنبه 1391/03/30 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

بازي روزگار را نمی فهمم!من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.انسان عاشق زیبایی نمی شود،بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!انسان های بزرگ دو دل دارند؛دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.همه دوست دارند که به بهشت بروند،ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !عشق مانند نواختن پیانو است،ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.عشق در لحظه پدید می آیدو دوست داشتن در امتداد زمانو این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :انسان چیست ؟شنبه: به دنیا می آید.یكشنبه: راه می رود.دوشنبه: عاشق می شود.سه شنبه: شكست می خورد.چهارشنبه: ازدواج می كند.پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.جمعه: می میرد. فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است..

                                                                                                      

 


برچسب‌ها:
بازی روزگار را نمی فهمم, دکتر شریعتی, علی شریعتی, متن غمگین, بازی روزگار
+ تاریخ شنبه 1391/03/20 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |

نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی، آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست، به غم وعده این خانه مده

 

 

 


برچسب‌ها:
نه تو مانی و نه اندوه و غم و نه دگر هیچ یک از مزدم, اندوه, غم, متن غمگین, متن عاشقانه
+ تاریخ شنبه 1391/03/13 ساعت نویسنده LaDy.LoVeR |